أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

229

قانون ( فارسى )

3 - ممكن است سبب كاهش نيروى جنسى از كم حركتى آب پشت باشد كه ياراى گزش انگيزندهء عمل جنسى را ندارد . حتى برخى هستند كه آب پشت زياد دارند و هرگاه جماع مىكنند آب نمىريزند ؛ زيرا آب از حركت بازمانده است و با اين حالت ، از آنجا كه آوند آب پشتشان پر از آب پشت است ، شبها در خواب خواب جنسى مىبينند ؛ زيرا آوندهاى آب پشت در شب و هنگام خواب گرم مىشوند و آب پشت بسته مىگدازد و آب مىشود و به رقّتى مىرسد كه بيرون مىريزد . اگر سبب از طرف اندامان رئيسه است ، چند حالت دارد : 1 - سبب از سوى قلب است كه مادهء روان و باد برخيزاننده را قطع كرده و به ابزار جماع نمىفرستد . 2 - سبب از كبد است كه مادهء تكوين منى را از ريختن به آوندهاى منى باز مىدارد . 3 - علت از مغز است كه مادهء حساسيّت دهنده را به سوى ابزارها و آوندهاى جماع نمىفرستد يا اگر مىفرستد نمىرسد . 4 - يا سبب از كليه است در حالتى كه كليه به دليل سرما ، لاغرى و يا از بيماريهاى ويژه به كبد - كه آنها را مىدانى - از همكارى با اندامان ابزارى جماع عاجز مانده است . 5 - شايد سبب از سوى معده است در حالتى كه معده به سوء هضم مبتلا باشد . بايد همهء اين سببها را از ناتوانى منشأ به حساب آورد ؛ كه مثلا ممكن است لوله رگهاى مجراى آبرسان در ميانهء راه بين ابزار جماع و منشأ آب پشت بسته شود . اكثرا سبب ناتوانى نيروى جنسى - كه از مغز باشد - نتيجهء ضربت خوردن سر انسان است . اگر سبب كاهش نيروى جنسى از اندامان پايينى باشد ، چندين جهت دارد : سوء مزاج بسيار سرد يا سوء مزاج بسيار گرم و يا سوء مزاج خشك بر آنها چيره آمده و باد را به كلّى از بين برده است ؛ كه باد بهترين مددكار ابزار جماع در انجام عمل جماع است . حتى اگر كسى شكمش از باد زياد باد كرده باشد ، امّا به درد نيامده باشد ، ذكرش برمىخيزد . كسانى كه مادهء سودائى در آنها غلبه دارد ، چون بادشان زياد است اكثرا ذكر برخواسته دارند . شايد سبب از همسايگان اندامان ابزارى جماع است ، مثلا كسى بواسيرش را قطع كرده‌اند ، يا مقعدش به دردى گرفتار آمده و گزند ديده است و زيان به پىرگ مشترك ميان مقعد و ماهيچهء مقعد از طرفى و ذكر از طرفى ديگر رسيده است . در برخى حالات وهم و پندار انسان كاربرد ابزار جماع را از بين مىبرد ، مثلا : انسان كه مىخواهد جماع كند بر خشم مىآيد يا خجالت مىكشد و در اثر خجالت از انجام عمل جماع عاجز مىماند يا فكرى به خاطرش مىرسد كه ممكن است نتواند جماع كند . بويژه اگر يك دفعه از اثر اين وحى روانى از انجام دادن جماع بازماند ، ديگر عقيده‌اش بر اين پندار استوار مىشود و يكباره از ناى جماع كردن مىافتد ؛ زيرا هربار كه خواست جماع كند ، همان فكر و پندار اوّلى خودنمائى مىكند و اعتصاب آلت تناسلى تكرار مىشود . امكان دارد كسى مدتها ترك جماع كرده و مسألهء جماع را از ياد برانداخته باشد ، اندامان تناسلىاش ترنجيده شوند . يا كسى كه طبيعتا از بچه